تبليغاتX
معرفی فیلمهای روز هالیوود و فروشگاهDVD







پنجشنبه 1386/09/29

با سلام.
امروز تصمیم گرفتم که قیمت دی وی دی هارو بشکونم.
حد اقل سفارش 5 دی وی دی هستش.
زیر 15 حلقه 1100 تومان

15 حلقه به بالا رو 900 تومان
و30 تا به بالا رو توافقی میفروشم.
هر عنوانی تو ذهنتون هست بگید تا فردا برسه دستتون.البته اگه پستی بخوایید 500 و اگه با پیک بخواهید 2500 به هزینه اضافه میشه.
وقت رو از دست ندید.
تماس بگیرید : ali_mmm64
در ضمن هر کس 10تا تا 20 دی وی دی بخره یه سی دی ام پی تری جدید و هر کس بالای 20 حلقه بخره مجموعه دی وی دی های پاورچین به طور رایگان براش ارسال میشه.


یه بیو گرافی از برد پیت میزارم فعلآ سرگرم شید:


برد پیت
نام اصلی:
ویلیام بردلی پیت
تاریخ تولد :
18 دسامبر 1963
محل تولد :
شاونه ، اوکلاهاما ، آمریکا
وزن :
72 کیلوگرم
قد :
183سانتیمتر


با نام ویلیام بردلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. برادپیت بزرگترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیاآمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانوادهاش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافهمیشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.
ازسال 1978-82 او بهدبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمهمسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمهدرسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپخطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته اوخبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس میخواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به اونشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیارفت.
سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغلاو کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستوران تبلیغاتپخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجملهکارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارهابدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود رابه کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.
آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.
درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی موردتوجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگرکردند. براد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پا در جای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند (شاه جاده و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به لحاظ فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام در کنار تام کروز و با افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد ..فیلم بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفت تا آنجا که از این فیلم به عنوان یکی از شاهکارهای دهه 90 نامبرده میشود.. بازی براد پیت و مورگان فریمن در این فیلم خیره کننده بود.این فیلم اولین همکاری بارد پیت با دیوید فینچر کارگردان صاحب سبک و بنام هالیوود بود. در این فیلم برد پیت با Gwyneth paltrow هم بازی بود که این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 اینرابطه را به پایان رساندند. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.
براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.
درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند..
درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقبزیباترین مرد روی زمین داده شد.

-
درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چینبدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.

-
درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.

-
اوازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسهنیز خیلی می ترسد.

-
درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل اوبود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY رادرسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشهدرهمین فیلم انتخاب شد.
و اما همتون دیگه ماجرای براد پیت و آنجلینا جولی رو می دونید.. یه تو ضیح کوتاهی هم درباره فیلم آقا و خانم اسمیت بدم که این فیلم باعث ازدواج این دو نفر شد.
منبع سایت مکس ست

حالا که اینو خوندید یه پوستر هم از فیلم امریکن گنگستر با بازی راسل کرو و دنزل واشینگتن میزارم براتون.








اینم اهنگ تابستون کوتاهه از زدبازی










دست اخر هم یک شعر تقدیم به میهن عزیزم ایران سرافراز:


برخیز شتربانا، بربند کجاوه .................. کز چرخ عیان گشت همی رایت کاوه

از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه .................. وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذر به شتاب اندر از رود سماوه .................. در دیده من بنگر دریاچه ساوه

وز سینه ام آتشکده پارس نمودار

ماییم که از پادشهان باج گرفتیم .................. زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم

دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم .................. اموال و ذخاریشان تاراج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم .................. ماییم که از دریا امواج گرفیتم

و اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تیّار

در چین و ختن ولوله از هیبت ما بود .................. در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود

در اندلس و روم عیان قدرت ما بود .................. غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود

صقلیّه نهان در کنف رایت ما بود .................. فرمان همایون قضا آیت ما بود

جاری به زمین و فلک و ثابت وسیار

خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم .................. وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم

دریای شمالی را بر شرق نشاندیم .................. وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم

هند از کف هندو،ختن از ترک ستاندیم .................. ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم

نام هنر و رسم کرم را به سزاوار

امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم .................. در داو، فره باخته اندر شش و پنجیم

با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم .................. چونزلف عروسان همه در چین و شکنجیم

هم سوخته کاسانه و هم باخنه گنجیم .................. ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم

جغدیم به ویرانه، هزاریم به گلزار

ماهت به محاق اندروشاهت به غری شد .................. وز باغ تو ریحان و سپر غم سپری شد

انده ز سفر آمد و شادی سفری شد .................. دیوانه به دیوان تو گستاخ و جری شد

وان اهرمن شوم به خرگاه پری شد .................. پیراهن نسرین تن گلبرگ تری شد

آلوده به خون دل و چاک از ستم خار

مرغان بساتین را منقار بریدند .................. اوراق ریاحین را طومار دریدند

گاوان شکمخواره به گلزار چریدند .................. گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند

تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند .................. یاران بفرختندش و اغیار خریدند

آوخ ز فروشنده دریغا ز خریدار

افسوس که این مزرعه را آب گرفته .................. دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته .................. وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

رخسار هنر گونه مهتاب گرفته .................. چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار

ابری شده بالا و گرفته است فضا را .................. وز دود و شرر تیره نموده است هوا را

آتش زده سکان زمین را و سما را .................. سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا را

ای واسطه رحمت حق بهر خدا را .................. زین خاک بگردان ره طوفان بلا را

بشکافت زهم سینه این ابر شرر بار

فعلآ بدرود


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط DIESEL  | 



بیوگرافی ژان رنو

شنبه 1386/09/24

فعلآ تا اماده شدن لیست با این بیو گرافی از استاد بزرگ ژان رنو سرگرم بشید تا بعد.

فرانسوی هالیوودی
ژان رنو یك زبان شناس با استعداد است، البته به معنای عام آن. او خیلی سلیس به زبان های فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی و انگلیسی حرف می زند و علاوه بر همه این ها زبان مخصوص خودش را هم دارد. لابد می پرسید این زبان چیست و چه نامی دارد؟ این زبان «رنویز» یعنی تركیبی از «رنو» + «نویز» (صدا) است. رنویز مخلوطی از حركات چشمی، ژست و اداهای بدنی و آواهای حلقی است. سرش را با دو دست می گیرد و می گوید: «اووه»، سینه اش را پف می دهد و می گوید: «هی ی ی». با دستش تظاهر می كند كه ماشه تفنگی را كشیده است و می گوید: «پوه ه ه» و جمله آخرش را در این مصاحبه با ژست بالا رفتن از یك دیوار و تظاهر به افتادن در حالی كه تفنگی را بر شانه هایش دارد، به زبان می راند. همه این كارهای او منطقی به نظر می رسد چون ژان رنو در وهله اول و پیش از هر چیزی یك بازیگر است.با این حال، این قدرت بیان با خونسردی و آرامش قبل از طوفان آدمكشی كه او در فیلم «لئون» بازی می كند فرسنگ ها فاصله دارد. لئون فیلمی بود كه ۱۳ سال پیش «رنو» را در بیرون از مرزهای فرانسه مشهور كرد و از آن زمان تاكنون این بازیگر ۵۸ ساله به محبوب ترین فرانسوی هالیوود تبدیل شده است. او با حضور در فیلم های پرفروشی همچون مأموریت غیرممكن تا گودزیلا و رمز داوینچی سفیر سینمای هنری اروپا در هالیوود تجارت محور بوده است. تازه ترین حضور سینمایی اش در یك فیلم آمریكایی سراسر اكشن و پرهزینه دیگر به نام «Flyboys» است كه در آن نقش فرمانده فرانسوی عصا قورت داده ای را بازی می كند كه ناوگان هوایی اش متشكل از خلبانان آمریكایی داوطلب جنگیدن با آلمانی ها در جریان جنگ جهانی اول است. رنو در حالی كه در دفتر كارش در یكی از خیابان های مد بالای پاریس نشسته است، این بار نه به عالم فیلمسازی بلكه به سرنوشت كشورش می اندیشد. او هر از گاهی چشمانش را به صفحه بزرگ تلویزیونی می دوزد كه تازه ترین اخبار مربوط به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را اعلام می كند. برای این بازیگر، این دوره از انتخابات با علاقه شخصی مضاعف تری به سرنوشت سیاسی كشورش همراه است چون نیكولای ساركوزی كه پیروز شده است سال گذشته ساقدوش «رنو» در مراسم عروسی او با همسر سومش «زوفیا بوروكا» بوده است. این دو مرد از ۱۰ سال پیش كه دوستی آنها با همسایگی شان آغاز شد، رفقای «خیلی خوب» همدیگر مانده اند. «رنو» با نوستالژی گذشته روزهای خوشی را به یاد می آورد كه اوقات فراغت شان را با هم سپری می كردند و سگ هایشان را برای گردش و پیاده روی های شبانه به خیابان می بردند و بدین ترتیب دوستی آنها روزبه روز محكم تر شد. گپ های خودمانی آنها درباره ازدواج ناموفق «رنو» و تلاش ها و آرمان های سیاسی ساركوزی بود. «من در آستانه جدایی از همسرم بودم و او درگیر مشكلات سیاست. همسر سابقم یك سگ داشت و ما هر شب با سگ ها برای پیاده روی بیرون می رفتیم. چه حال، چه احوال و در همین حد و بس. خیلی از سیاست حرف نمی زدیم چون من سیاستمدار نیستم. فقط یك سلام و احوالپرسی ساده و این بهترین راه برای صمیمی شدن با یكدیگر است. بعد نوبت به صحبت درباره دیگر دغدغه های زندگی، طلاق، همسر، بچه ها، روزمرگی و... می رسد و باز پرهیز از سیاست چون یك سیاستمدار یك جانور خونسرد است. از او می پرسم واقعاً اینگونه فكر می كند و او با خنده می گوید: «آره و خیلی متفاوت از یك بازیگر». رنو و ساركوزی هر دو علایق مشتركی به بیشتر چیزهای آنگلوساكسون دارند (همسر فعلی رنو متولد لندن است) و رنو امیدوار است دوستش بتواند تحولات اساسی در فرانسه ایجاد كند. ـ «او یك جورهایی مثل تونی بلر است. او راه دشواری را پیموده است و با شیراك مبارزه كرده است وای... پوف... پوف». و با گفتن این حرف صحنه قتلی را تداعی می كند و گویی كه تیری به او شلیك شده است، تظاهر به مردن می كند. از او می پرسم به نظرش ساركوزی چگونه فرانسه را تغییر خواهد داد و او در جواب می گوید: «سوسیالیسم كمتر. او برای اقتصاد مفید خواهد بود چون باید كمی بیشتر كار كنیم. فكر می كنم ما تنها كشور دنیا هستیم كه یك هفته كاری ۳۵ ساعته داریم و همین طور آن قانون معروف را كه كار كردن بیشتر را ممنوع می كند». رنو خنده ای سر می دهد و در ادامه می گوید: «واقعاً غیرقابل باور است. در نتیجه او قانون مالیات ها را عوض خواهد كرد و ما بیشتر در اروپا دخیل خواهیم بود و باید اینگونه باشد». رنو اگرچه برای تماشاگران بریتانیایی و آمریكایی یك بازیگر فرانسوی تمام عیار محسوب می شود، اما شجره خانوادگی پیچیده تری دارد. او از والدینی اسپانیایی در مراكش به دنیا آمد و در شهر كازابلانكا و در دل كثرت فرهنگی آن بزرگ شد. او در سال ۱۹۶۸ این شهر را ترك گفت تا در ارتش فرانسه اسم نویسی كند چون در آن زمان برای كسب شهروندی فرانسه افراد می بایست این دوره خدمت ملی را سپری كنند. رنو در پاریس به تحصیل در رشته نمایش پرداخت و به مدت یك دهه در عرصه تئاتر كار كرد تا آن كه برای نخستین بار در ۱۹۸۱ و در همكاری با كارگردان معروف فرانسوی لوك بسون در فیلم هایی از او همچون «Subway»، «آبی بیكران»، «نیكیتا» و «لئون» بازی كرد و به شهرت دست یافت. در ،۱۹۹۳ رنو با ایفای یك نقش كمدی در فیلم پرفروش «Les visiteurs» از ژان ماری پویر جایگاه خود را به عنوان یك بازیگر طراز اول در فرانسه تثبیت كرد. روحیه جهانگردی رنو (او به طور متناوب در فیلم های هالیوودی و فرانسوی بازی می كند و بزودی نیز در یك اثر كمدی در فرانسه ظاهر خواهد شد) باعث شده خیلی ها به عرق ملی او شك كنند كه او در توجیه خود می گوید: «چون در كازابلانكا به دنیا آمدم و پدر و مادرم از جنوب اسپانیا بودند، خیلی در فرانسه ریشه ندارم. یك جورهایی خودم را یك فرانسوی می دانم اما نه كاملاً». رنو از یادگیری زبان های مختلف و یا زندگی كردن در كشورهای مختلف لذت می برد. «من فكر نمی كنم با زندگی كردن در فرهنگ های مختلف فرهنگ ملی خود را از دست بدهم و باز حس نمی كنم كه باید به خاطر ترس از دست دادن چیزی یك فرانسوی دو آتشه باشم. هرگز. در ضمن فكر نمی كنم كه ما بهترین هستیم». البته رنو خیلی از فرانسوی ها را به خاطر این عرق ملی و افتخار به كشورشان تحسین می كند اما این حركت را وطن پرستی نمی داند. او در حالی كه لیوان محتوی آب معدنی اش را بالا می گیرد می گوید: «آنها به خاطر این آب گوارا احساس غرور می كنند و به خاطر كیفیت خوب بسیاری از چیزهای فرانسوی دیگر. احساس غرور كردن و وطن پرست بودن برای من كاملاً دو چیز متفاوت است». همچنین رنو نظر مشابهی در مورد آن دسته از فیلم بازان فرانسوی دارد كه فیلم های هالیوود یا هیچ كشور دیگری را بجز كشور خودشان قبول ندارند. او از این كه نامش در تیتراژ فیلم و تولیدات درخشانی همچون «رمز داوینچی» ران هاوارد یا «Flyboys» آمده خوشحال است و به خود می بالد چرا كه به انگیزه، توانایی و جایگاه بسیاری از هم قطاران هالیوودی خود احترام می گذارد و برای آن ارزش بسیاری قائل است. آن ها تفاوت هایی با ما دارند. واقعاً فیلم ساختن در آنجا دشوار است. برای مثال، به ران هاوارد نگاه كنید. سپس دستش را پنجاه سانتی متری از كف زمین بالاتر می گیرد و می گوید: «وقتی كارش را شروع كرد در همین حد بود او شهری نبود و پدرش هم شهرنشین نبود. یك روز پدرش خانه او را در هالیوود دید». رنو با گفتن این جمله تظاهر می كند كه چشم هایش از حدقه بیرون زده اند و ادامه می دهد: «به پسرش گفت: چه خانه و زندگی ای برای خودت ساختی و چه پولی به هم زدی. به نظر من این آدم ها یك جورهایی خیلی واقعی اند. آنها از هالیوودند اما واقعی اند. تام هنكس هم همین طور بود. او یك بازیگر فوق العاده است و همین طور یك آدم خیلی دوست داشتنی». در مورد جدیدترین فیلم «رنو» با نام «Flyboys» به نظر می آید كه او مناسب ترین گزینه بازیگری برای ایفای نقش یك فرمانده فرانسوی است كه به آمریكایی های جوان آموزش می دهد چگونه هواپیماهای نه چندان ایمن خود را در این فیلم هدایت كنند. این فیلم اقتباسی از یك داستان واقعی است و یكی از معدود آثاری است كه نشان می دهد آمریكایی ها و فرانسوی ها در فضایی از یك احترام متقابل با یكدیگر در حال كار كردن هستند. رنو ترجیح می دهد فیلم را از منظر روابط فرانسوی ـ آمریكایی نبیند، بلكه در داستان خود فیلم كه یك جورهایی درباره جوانی های سوخته و بی تجربگی های این دوران است، غرق شود. «فكر می كنم آن آمریكایی هایی كه برای جنگیدن آمدند نمی دانستند در اروپا چه خبر است. آنها می خواستند از بحران های خانوادگی خود و یا چیزهای دیگر فرار كنند در نتیجه فكر نمی كنم رابطه ای با انگلیس، آلمان یا فرانسه داشتند. آلمان، كمونیسم و... این چیزها اصلاً در فكرشان نبود. البته بعد متوجه شدند كه همه این تجربیات خام را پشت سر گذاشته اند و در تاریخ سهیم بوده اند». البته رنو معتقد است موضوع این فیلم با توجه به سردی روابط جاری بر سر جنگ عراق تا حدی نامتعارف است، او می گوید پس از ۱۱ سپتامبر تا حدامكان از حرف زدن درباره سیاست های جهانی به خصوص سیاست های دولت فرانسه با دوستان آمریكایی اش خودداری كرده است. وی می افزاید: «خیلی سخت بود. آنچه را كه می خواهید ببینید روزانه در اخبار می بینید دیروز به اخبار گوش می دادم و آیا شما خبر داشتید كه فرانسوی ها از زمان آغاز جنگ در افغانستان در آنجا جنگیده اند؟ مطمئناً این حرف را به آمریكایی ها نمی زنید چون فضا برای گفتن این حقایق مساعد نیست. فضای حاكم این است كه «آن قورباغه های نكبت با جنگ عراق موافق نیستند». این عقیده شیراك بود و او می گفت حمله به عراق ایده خوبی نیست همین و بس». رنو اعتراف می كند كه تجربیات نظامی خودش در ارتش فرانسه به هیچ وجه قابل مقایسه با تجربیات شخصیتی كه در فیلم «Flyboys» بازی می كند، نیست. تصویری كه او از این فرمانده به نام «Thenault» ارائه می دهد تا حدی رمانتیك است. اونیفورم آبی و با سبیل های مرتب. این ها متعلق به دنیای گذشته بودند. بیشتر خلبانان در انگلیس و فرانسه آدم های شریفی بودند و در نتیجه از این روحیه شهسواری و دلاوری برخوردار بودند. دوره خدمت رنو در ارتش كه در آن موقع تحت فرمان فرمانده های سابق جنگی در ویتنام و الجزیره بودند، به هیچ وجه راحت نبود. «آنها خیلی خشك و رسمی بودند. در گروه ما كه همه جوان بودیم، دو مورد خودكشی رخ داد. آنها از پنجره خودشان را به بیرون پرت كردند. یادم می آید مردی تمام استخوان هایش شكست چون یكی از تمرین های ما بالا رفتن از یك دیوار بود». رنو با حركت دست وانمود می كند در حال بالا رفتن از یك دیوار است و توضیح می دهد كه تفنگ هایی نیز بر دوش داشتند و در مورد آن مرد همین تفنگ باعث شده بود به هنگام سقوط تمام استخوان هایش بشكند. «همین است كه به هیچ وجه آدم های نظامی را دوست ندارم. اونیفورم را دوست ندارم. همه اونیفورم ها را». او اگرچه نقش نظامیان را بازی می كند، اما توضیح می دهد: «این نظامیان من نیستم. این كارم است و سعی می كنم كارم را خوب انجام دهم».

منبع:سایت افتاب

اینم یه مقله دیگه از این اسطوره


ژان رنو؛ سينماي فرانسه به او مي بالد

دور از وطن


(ژان مورينو جيمننز رنو) در 30 جولاي 1948 در كازابلانكا از والدين اسپانيايي - فرانسوي به دنيا آمد.والدينش براي فرار از جنگ حكومت فاشيستي فرانسيسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌اي از اعضاي خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان براي نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنيا آمد.


ژان زيرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعليمات پدرش زبان اسپانيايي را آموخت. علاوه بر اين در مدرسه نيز به آموزش زبان انگليسي پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پايان رساند. او به توصيه مادرش به سوي فرانسه عزيمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند.
در 12 سالگي به فرانسه مهاجرت كرد و براي دريافت تابعيت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازيگري در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمايشي ارتش مشغول به اجراي نمايش‌هاي متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازيگري فزوني پيدا كرد. او توانست تجربيات زيادي در زمينه نمايش در ارتش مارسي فرانسه كسب كند.

ورود به سينما
بعد از اتمام خدمت سربازي به پاريس رفت و در سال 1970 نقشهاي كوچكي در تئاتر و تلويزيون در دست گرفت. چند كارگردان تلويزيوني به استعداد وي پي بردند و او را تشويق به تحصيل در زمينه بازيگري كردند. ژان روزها در استوديوي تلويزيون كار مي‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازيگري مي‌رفت، تا سرانجام در سال 1971 با ايفاي نقش كوچكي در فيلمي كوتاه به دنياي سينما راه يافت. اين نقش كوتاه و پيش پا افتاده سبب ايجاد اعتماد به نفس در وي شد. از سويي ديگر شانس به او روي آورد و )لوك بسون‌> يكي از كارگردانان و بازيگران معروف آن دوران با وي دوست شد و(ژان) را در فيلم‌هايش قرار داد. فيلم (گربه‌ها)، (زيرزمين) يا (مترو) را در سال 1985 با همكاري لوك‌بسون بازي كرد و ستايش فراواني را براي خود به همراه داشت. در سال 1988 بار ديگر (بسون) در فيلم
(آبي بزرگ) ژان رنو را به كار مي‌گيرد. در واقع اين اولين نقش بزرگ رنو محسوب مي‌شد.
رنو به شهرت رسيد. بعد از بازي در (آبي بزرگ) ديگر كارگردانان گويي رنو را كشف كرده باشند به او چند پيشنهاد دادند. وي در سال 1990 فيلم (نيكيتا) را بازي كرد. به دنبال آن در فيلم (صدا) به سال 1992 و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.

موفقيت بزرگ
فيلم(لئون) در سال 1994 موفقيت بزرگي را به دنبال داشت. اين فيلم يكي از موفق‌ترين و پرفروش‌ترين فيلمها در تاريخ سينماي فرانسه محسوب مي‌شد. البته اين فيلم طيف خشونت را به دنبال داشت و 23 دقيقه از فيلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.
رنو در سال 1995 با بازي در فيلم (ماموريت غيرممكن) مورد نقد منتقدان زيادي قرار گرفت اما موفقيت فيلم در نظر مردم چشمگير بود.

بسوي هاليوود
رنو در سال 1997 به سوي هاليوود راه افتاد و سعي كرد تا تماشاگران آمريكايي را با ذوق و استعداد خود در زمينه‌هاي فيلمهاي كمدي جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌هاي اكشن مي‌پذيرفتند.
از اين رو در سال 1998 با بازي در (گودزيلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، يكي از شانس‌هايي كه در هاليوود آورد همكاري با رابرت دنيرو در فيلم )رونين> بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولي هاليوود به دنبالش بود، بدين ترتيب در سال 2000 فيلم (رودخانه ارغواني) را در هاليوود بازي كرد.
رنو مي‌خواست استعداد خود را در نقشهاي كمدي بيازمايد. او در سال 2002 در كنار (ژرار ديارديو) اسطوره بازيگري در سينماي امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن يكي از بهترين كمدي‌هاي فرانسوي به نام )روبي و كوئنتين> بود. اين فيلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمريكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترين فيلمهاي دنيا قرار گرفت.
يكي از فيلمهاي جديد (رنو) را مي‌توان )پلنگ صورتي> ناميد. همچنين او با بازي در فيلم (كد داوينچي) در نقش بازرس بزوفاچي براساس كتاب جنجال‌برانگيز(دن براون) امسال به نمايش در آمد، او در اين فيلم همبازي (تام هنكس) خواهد بود.از فيلمهاي اخير )ژان رنو> كه به نمايش در آمد (امپراطوري گرگها) در سال گذشته بود، رنو براي بازي در آن يك و نيم ميليون يورو دستمزد گرفت.گفتني است يكي از بهترين فيلم‌هاي رنو بازي در فيلم (ببر و برف) به كارگرداني (روبرتو بنيني) كه كمدين معروف ايتاليايي نيز در آن حضور داشته بود. همچنين وي اخيرا موافقتش را براي ايفاي نقش در فيلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه اين فيلم 10 ميليون دلار است و در زمان جنگ دوم جهاني اتفاق افتاده است.

او چهار فرزند دارد
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...
اولين ازدواجش در سال 1976 با (جنويو) بود كه در سال 1978 صاحب يك دختر به نام ساندرا و يك پسر به نام مايكل در سال 1980 شد.اين ازدواج پايان خوشي به همراه نداشت. مسافرت‌هاي متعدد (ژان رنو) به ايتاليا و فرانسه شكايت همسرش را در پي داشت، لذا اين ازدواج به جدايي ختم شد.ژان در سال 1994 با (ناتالي ديسكيويز) مدل ايتاليايي ازدواج كرد و در سال 1996 پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنيا آمد.ژان يك خانه مجلل و باشكوه در پاريس و يك خانه در بهترين نقطه لس‌آنجلس دارد.

گفتگو با لس‌آنجلس تايمز
چندي پيش لس‌آنجلس تايمز گفتگويي با وي انجام داد كه در ذيل خواهيد خواند.

_ نظر شما درباره نقشهاي اكشن چيست؟
رنو: من شخصا انساني رومانتيك هستم و روحيه‌اي طنزگونه دارم. حتي هميشه ترجيح مي‌‌دهم در فيلمهاي كمدي ايفاي نقش كنم. به نظرم بازي در فيلمهاي كمدي مشكل‌تر از بازي در فيلمهاي اكشن است اما اين روزها فيلمهاي اكشن طرفدار بيشتري ميان مردم دارد به ويژه آمريكايي‌ها، فيلمهاي اكشن را بهتر مي‌‌پسندند. من هم يك هنرپيشه هستم و بايد طبق ديالوگها عمل كنم.
حتي از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمي‌آيد. البته بايد بگويم كه تيراندازي و هدف گرفتنم بسيار خوب است، زيرا در ارتش چندين دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم مي‌آيد و نه از شكار كردن.

_ آيا حقيقت دارد كه در فيلم ماتريكس نقش پيشنهادي را نپذيرفتيد...
رنو: بله، زيرا براي فيلمبرداري مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استراليا بروم و مدتي را در آنجا زندگي كنم كه اين برايم غيرممكن بود. لذا بازي در نقش مامور مخفي در فيلم ماتريكس را نپذيرفتم.

_ نظرتان درباره بازي با تام كروز و رابرت دنيرو چيست؟
رنو: من از رابرت دنيرو آموخته‌هاي زيادي ياد گرفتم و تجربيات زيادي كسب كردم. وقتي يك بازيگر ناشي با عده‌اي ماهر و حرفه‌اي بازي كند واقعا لذت مي‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقيت به پايان مي‌‌‌‌رسد. بازي در فيلم با عده‌اي هنرمند حرفه‌اي همچون بازي در ميدان تنيس است. اگر بازيكن طرف مقابل خوب و حرفه‌اي باشد، آن بازي براي تماشاگران دلچسب خواهد شد.

_ نظرتان درباره مطالعه چيست؟
رنو: مطالعه كتب در زمينه‌هاي مختلف بستگي به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترين مقام‌ها خواهد رساند. همين كه با علم روز آشنا شوي بهترين و والاترين ارزش را دارد.كتاب مي‌تواند رسانه مكتوب خوبي باشد و سينما و تئاتر نيز مي‌تواند يك رسانه تصويري مفيد، به شرطي كه مفهوم و متن كتاب و يا فيلمنامه غيراخلاقي نباشد.

_ قدم بعدي در زندگي شما چيست؟
رنو: مي‌‌‌خواهم از بازيگري كنار بكشم چون به اندازه كافي پول دارم. مي‌‌‌خواهم بقيه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سيل پيشنهادها به سوي من سرازير است از هاليوود، فرانسه و ايتالياا اما خسته شده‌ام مي‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شايد مدتي بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار ديگر خواهان فعاليت در عرصه سينما شوم اما اكنون نياز به استراحت دارم.

فيلم‌شناسي ژان رنو
مارگارت، كدداوينچي، پسران پرواز، پلنگ صورتي، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه كريسمون، روبين، گودزيلا، ماموريت غيرممكن، لئون، پرواز از محكمه، صدا، نيكيتا، آبي بزرگ، زيرزمين يا مترو و گربه‌ها. همچنين ژان رنو در ساخت، تهيه و صداگذاري فيلمهاي (پلي‌استيشن)2 نيز فعال بوده است.

منبع: سایت تهرون 20

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط DIESEL  | 



شنبه 1386/09/24

یه خبر توپ دارم.
امشب یا نهایتآ فردا لیست دی وی دی ها و البته سیدی ها اماده میشه و قیمت ها هم مشخص میشه.در باره کاور هم امشب تصمیم گیری میکنم.
این که میگم لیست میزارم صرفآ به این معنی نیست که فقط فیلمایی که تو لیست هست موجود باشه.بلکه شما هر فیلمی بخواهید من براتون ردیف می کنم.
موفق باشید.
قربان شما دیزل..

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط DIESEL  | 



شنبه 1386/09/24

با سلام :
امروز یه خبر خوب دارم.
ارشیو فیلم های قدیمی کلاسیک ایرانیم کامل شد.فیلم هایی مثل قیصر و گنج قارون و کوچه مردها و خلاصه فیلم های قبل انقلاب دیگه.
در ضمن این طور که معلومه ارشیو دی وی دی هام هم داره یکی از کامل ترین ارشیو های فیلم روی وب میشه.حالا لیست محصولات رو که بزارم بیشتر با ارشیو ما اشنا میشید.
این وب صرفآ برای فیلم نیست.همونطور که گفتم برای هر چی که شما فکرشو بکنید من میتونم کار کنم.اکثر دی وی دی های من زیر نویس و راش هستن.درضمن پک مخصوص وبلاگ هم به زودی اماده میشه و عکسشو براتون میزارم.
تا بعد از ظهر.
قربان شما دیزل..

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط DIESEL  | 



جمعه 1386/09/23

با سلام خدمت خوانندگان محترم این وبلاگ:

شاید اولین چیزی که تو هر جا باید گفت قصد و نیت کار باشه.منم از همین کلام شروع میکنم.باید بگم من قصد دارم که تو این وبلاگ تا اونجا که میشه احتیاجات شما عزیزان رو برطرف کنم.محصولاتی که من اینجا عرضه میکنم خیلی خیلی متفاوته.ممکنه من دی وی دی یا سیدی های کشتی کچ یا مستر المپیا رو هم به لیستام اضافه کنم.یه دفعه میبینید شلوار و کتانی و تی شرت و گوشی موبایل هم برای فروش گذاشتم.کار من معلوم نیست.به زودی بیشتر با هم اشنا میشیم.

منتظر نظراتتون هستم.

تا پست بعد ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط DIESEL  |